تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( مهدیه لطیفی )
پیچک ( مهدیه لطیفی )
شعر وادب پارسی

m

      بر صخره ای سرد

       با پیراهن حریر ایستاده ام و ترانه زمزمه می کنم..........مهدیه لطیفی

 



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
در خواب

**
در خواب
خوشبختي

خصلتِ خوب لحظه هاي ماست
فکر و خيالت را بردار از سرم
مي خواهم بخوابم

مي خواهم در خواب
همان چيزي را بيابم

که در بيداري ِ تو در من
گم شده است

 

       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/11/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير سی, | بازديد : 315

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

از تپيدن نيفت!

**
لحظه لحظه
مي تپي

بر لحظه هاي خالي از تو
که دهان باز کرده اند اينجا
به بلعيدن ِ من

پر نمي کند اين دو سه خط
گودال هاي بي معني ِ امروز ها را

فاجعه عميق تر از اين حرف هاست
پر نمي کند اين حرف ها

دهان ِ گرسنه ي هيولاي "بي تو" يي را
از تپيدن نيفت!

نمي شود که تا ابد
چشم ها فقط براي "افتادن" باشند

از چشم لحظه هايم
تا مي تواني
بالا برو!


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/11/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير سی, | بازديد : 277

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
خيابان خواب ندارد

**
به همان خياباني زده ام
که تو رفته اي سر تا سر اش را

پيش از من
بي آنکه بداني
به جيب هاي پر از شعرت هيچ اعتباري نيست!

و حالا
خيابان خواب ندارد

از دست دختري
که مدام شعر جمع مي کند
و در جيب هايش مي ريزد!


         لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/11/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير سی, | بازديد : 382

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 اقيانوس ِ ديوانه

**
بايد مي گذاشتي عاشقت بمانم
عاشقي چيزي نيست

که هر دقيقه
هر روز
اتفاق بيافتد
اگر افتاد

بايد دو دستي چسبيد اش
بايد مي گذاشتي دو دستي بچسبم

به قايق هايي که نجاتمان مي دادند
به روياهايم

به عشق
زندگي اقيانوس ديوانه اي ست!


          لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/10/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير سی, | بازديد : 360

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  

اشتباهي شده است!

**
اشتباهي شده است آقا
يا من شما را اشتباه گرفته ام

با مردِ مِه پوش ِ ترانه ها
يا شما مرا

با زن ِ صدف پوشِ درياي کتاب ها
خلاصه

يک چيزي اين وسط
بي شباهت به عشق هاي تهران است!

اشتباهي شده است آقا
مقصر منم
يا شما
يا تهران!؟


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/10/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير سی, | بازديد : 271

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  

سه ثانيه يا يک عمر؟

**
براي ماهي
با سه ثانيه حافظه

تنگ و دريا يکي ست!
دست من و شما درد نکند

که دل ِ تنگ آدم ها را
با يک عمر حافظه

توي تُنگ مي اندازيم
و براي ماهي ها دل مي سوزانيم!

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/10/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير سی, | بازديد : 266

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
سبدي از مداد و تسکين

**
من را از هر طرف که ببيني
چشم به راهِ مردي ام

که زبان درد ها را بداند؛
با سبدي از مداد و تسکين

دنيا قالب تهي کرده است
از خوبي ها
مدت ها پيش

و مداد لازم است
براي کشيدن چيزهاي خوب

تسکين ها هم باشد،
براي دل لرزه هاي بي وقتي که

حرف آدميزاد حالي شان نمي شود

بيهوده دور من نگرد،
به دنبال حرف تازه اي

من را از هر طرف که ببيني
چشم به راهِ دستي ام

که شانه شود شب ها
براي "تلخ گريه" هايي که دليل ندارند

و چسبيده اند
با چسبِ سماجت
به راهِ گلو

      لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/10/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير سی, | بازديد : 265

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
بوسه

**
به هر بوسه اي مومن مي شوم

از نو

هرچه ناگهاني تر

شيرين تر

حتي اگر پيش تر

کفر را در حق عشق تمام کرده باشم!

      لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/10/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير سی, | بازديد : 309

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 زمستان تر از زمستاني که در آنم

**
اين روزها
همه اش در من برف مي بارد

آنقدر سنگين
که آدم برفي ها

در من امپراطوري راه انداخته اند
و من
حتي

جرئت ِ خنديدن به دماغ هاي هويجي شان را ندارم!

اين روزها
زمستان تر از زمستاني ام که در آنم

و چهلچراغي از قنديل و بغض
آويزان کرده ام اينجا

درست بالاي سر شومينه اي
که تو در آن هيزم نمي ريزي!


       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/10/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير سی, | بازديد : 294

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
ببخشيد اگر احمقانه است!

**
عاشقم باشي
چمدان مي بندم و در را هم

عاشقت باشم
يک روز صبح
روي تختِ خالي بيدار مي شوم

ببخشيد اگر احمقانه است
دستِ من نيست

مهره هاي اين بازي را من نچيده ام
هميشه تا ابدالدهر

رخ صاف مي رود
فيل کج

عاشقم نباش
مي خواهم عاشقت شوم!


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/10/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير سی, | بازديد : 242

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 پرت از لبه ي خيال من

**
همين که به راه رفتنت فکر مي کنم
جاي خالي مي دهي

و هي پرت مي شوي تهِ دره
از لبه ي خيال من

با آن آب نبات ترش نارنجي ات
که حواست را پاک
پرت مي کند از لب ها

من دست دراز مي کنم
و هميشه دير است!

من تمام نفس هايم را
سعي کردم پرت نشوي

از لبه ي لب ها و خيال من
خودت که ديدي!
نديدي؟!


       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/10/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير سی, | بازديد : 474

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

  قاعده ي بازي تو

**
قوانين ِ عقربه هاي ساعت

به قاعده ي بازي تو بستگي دارد!

زمان را به بازي گرفته اي؛

مرا که بماند!

 

       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/9/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير سی, | بازديد : 302

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
گريه پوشيده

**
چطور بگويم که بفهمي؟
ببين!

تلخ ترين حالتِ ممکن را هم که فرض کني،
باز هم هق هق من تلخ تر است

اصلا
هق هق من تلخ ترين اتفاق دنياست

و تو از تنها چيزي که سر در نمي آوري
شعر است

حالا فرض کن اين شعر
گريه پوشيده به تن از دست تو

و خودت را بزن
به هر راهي که دلت خواست!

 

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/9/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير سی, | بازديد : 289

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


نگران فلسفه ام!

**
نگران چيزي نيستم
نگران تو که...

نگران خودم هم...؛ نه!
نگران فلسفه ام که با نگاهت زير و رو مي شود!

مي ترسم يکي از همين روزها
عاشق فلسفه هم بشوم!

ديوانگي ام
همين را کم دارد فقط

همين که شيرجه بزنم توي چشمت
"من" از چشمت بيافتد

فلسفه غرق شود
جهان بلاتکليف بماند!

 

لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/9/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير سی, | بازديد : 181

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
خستگي سرت نمي شود؟

**
پياده روي مي کني زندگي ام را
تنم را

کلماتم را
سرخوشي هاي بودنت را

بهتِ بعد از بودنت را
مرا

خواب را
اتاق روانشناس را

خستگي سرت نمي شود تو!؟

 

       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/9/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير سی, | بازديد : 271

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


قلم و قلمو يکي ست

**
قلم و قلمو يکي ست
حرف را

مي شود زد، مي شود کشيد
حرف را

مي شود شنيد، مي شود نشنيد!
ما حلق خود را چهارپاره مي کنيم و شما

چهارراه ها را بالا و پايين کن
اين راه و آن راه ندارد

راه را از هر طرف که بروي
من ايستاده ام آنجا

با حلقي چهار پاره
قلم يا قلمويي در دست

و لبخندي گم در باد و راه و مه
باقي اش با شما

من را
مي شود ديد
مي شود نديد


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/9/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 291

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  

پايان پاييز 

**
 
ديوانه اي اگر بخوابي
امشب

که پايان پاييز است
و مي شود زير سايه ي حافظ

دوست داشتنت را
دقيقه اي بيشتر

مثل انار
مثل خرمالو
مزه مزه کرد
.
.
.
به بهانه ي تبريک يکي از نادر عيدهاي باقيمانده از ايران چاک چاک، يلدا


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/9/

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 294

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


آن راه!

**
به خدا فرقي نمي کند
ما حوصله ي هم را سر ببريم

يا زمان حوصله اش از ما سر برود.
راهي نمي ماند؛

هر کدام از اين ها که بشود راهي نمي ماند
جز اين که دست هم رها کنيم

و به آن راه بزنيم
خودمان را!


         لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 273

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


راه بيفتم اين باران را به کجا!؟

**
پنج روز تمام است
که تهران تهران نيست

با اين همه دليلي ندارد اين باران بي وقفه را،
بي تو راه بيفتم!

اصلا راه بيفتم به کجا؟!
که چه؟!

گفته بودي بست نشسته اي که پاييز بشود
که برگ ببارد از آسمان

که به طبيعت و کوچه بزنيم و
از لبخند هاي لامذهب تو

عکس بگيريم
گفته بودي باران و برگ و مرا دوست داري

مرا که...
باران و برگ را هنوز هم داري!؟

حالا پاييز است؛
هي با تو ام!!

حالا پاييز است و معلوم نيست
به کدام گور، گم شده اي

که من ميان اين باد هاي هرجايي
گفته ام گور پدر باراني که مي زند

و بست نشسته ام بين ديوار ها
شعر مي نويسم

شعر مي شوم
تا تمام شود اين پاييز لعنتي
که بي تو مزه ي زهرمار مي دهد!

 

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 312

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
سيب

**
کافيست کمي
به خدا فقط کمي

آدم شوي
تا ببيني

هيچ خري اين دور و بر ها
سيبي را در دل ندارد
که من دارم!

کافي ست يک روز صبح
بيدار شوي

پشيمان شوي
بيايي بگويي:

سيب دوست دارم؛
هستي!؟


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 324

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 23 صفحه بعد