تبلیغات اینترنتیclose
یک سرزمين طوفانی:: در بی نهایت چشمانت ( مهدیه لطیفی )
پیچک ( مهدیه لطیفی )
شعر وادب پارسی

m

      بر صخره ای سرد

       با پیراهن حریر ایستاده ام و ترانه زمزمه می کنم..........مهدیه لطیفی

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 17 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


یک سرزمين طوفانی

**

 در بی نهایت چشمانت چادر زده ام

نمی دانم چرا از این همه طوفان

نمی دانم چرا از این همه نگاه طوفانی

من و باد یکی نمی شویم

نمی دانم چرا و من و سیاهی این شب و چادر

یک باره با باد یکی نمی شویم

بنای طوفان می گذاری و از ریشه نمی کنی

بنای طوفان می گذاری و شاخه شاخه می شکنی

بگو چه کنم با بی نهایت این چشمانت

که دوباره بهانه می شوی و قطره قطره می چکی

ذره ذره چیزی شبیه عشق می شوی

و کسی

چه بی گناه عاشق می شود

چرا من و عشق بر باد می رویم

بی آنکه از این همه طوفان با باد یکی شویم !

   

         لطيفي
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1383/5/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير پنجم, | بازديد : 279