تبلیغات اینترنتیclose
جناب آقايي که...:: ( مهدیه لطیفی )
پیچک ( مهدیه لطیفی )
شعر وادب پارسی

m

      بر صخره ای سرد

       با پیراهن حریر ایستاده ام و ترانه زمزمه می کنم..........مهدیه لطیفی

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
جناب آقايي که...

**
جناب آقايي که
هر اسمي ممکن است داشته باشيد

قصه ها هميشه با رفتنتان شروع مي شوند
و به نيامدنتان ختم

بوي گند کليشه دارد از در و ديوار دو سطر قبلي اين شعر بالا مي رود
و به جايي بند نيست

دستِ از دستِ شما رها مانده ي من
و بدتر از آن

شاعر شدن من
مستقيما تقصير شماست!

مي ترسم بميرم و
تمام کلاه به سر هاي سيگار به لبِ دنيا

تمام دختر هاي زمين را
ياد من بياندازند!

جناب آقايي که
قصد آفتابي شدن نداريد

تشريف بياوريد و لبه ي کلاهتان را بالا بزنيد
شايد زد و چشم هايتان

شعري شد
خالي از بوي گند کليشه


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 143