تبلیغات اینترنتیclose
مي توانستي معروف شوي! :: ( مهدیه لطیفی )
پیچک ( مهدیه لطیفی )
شعر وادب پارسی

m

      بر صخره ای سرد

       با پیراهن حریر ایستاده ام و ترانه زمزمه می کنم..........مهدیه لطیفی

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

مي توانستي معروف شوي!

**
مي توانستم
پرتره ات را دو هزار بار نقاشي کنم

از هر طرف
و رنگ نگاهت را با هر ديوار خانه ات هماهنگ کنم

مي توانستم تکرارت کنم آن قدر در شعر
که مرا کنار بزنند اين جماعت

و راه بيفتند
تا تو را پيدا کنند

مي توانستم حسادتِ تمام مردان شهر را
بر بيانگيزم

و تمام زنان شهر را
حريص کنم

مي توانستم
به خدا ثابت کنم

در خراب شده اي که خلق کرده است
به کوري چشم تمام تاريخ

مي شود عاشق شد!
دستتان اما

توي يک کاسه بود!
خواب ديدم توطئه کرده ايد

خواب زن چپ نبود مگر؟
يکباره به ما که رسيد راست شد!؟

که به صبح نکشيده
توطئه تصويب شده بود

و خرابي ام
خشتي تازه
بر خرابي اين خراب شده!


       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 204