تبلیغات اینترنتیclose
تابلوي پشت در را نديدي؟ :: گور پدر تمام لحظاتي که( مهدیه لطیفی )
پیچک ( مهدیه لطیفی )
شعر وادب پارسی

m

      بر صخره ای سرد

       با پیراهن حریر ایستاده ام و ترانه زمزمه می کنم..........مهدیه لطیفی

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  تابلوي پشت در را نديدي؟

**
گور پدر تمام لحظاتي که
نمي دانستي چقدر دوستت دارم

گور پدر تمام لحظاتي که
نمي دانستي چقدر خوب است که خوبم!

حالا آمده اي اينجا چه کني؟
اينجا ديوانه خانه است آقا!

تابلوي پشت در را نديدي!؟
اينجا من شما را از ياد برده ام

و مچاله شده ام توي خودم
گم شده ام در تمام چيزهايي که قرار بود داشته باشمشان

و ندارمشان
گم شده ام در بازوان کسي

شعر مي خوانم
گم شده ام بر تپه اي دور

دور تر از تن ِ بي عشق ِ تو
و آواز مي خوانم با تمام روحم

من رفته ام
و تصوير بيروني ام

دختري مچاله شده در تخت خواب يا صندلي ست
که هنوز به تو لبخند مي زند

تا تو
خيال کني بهترين مرد دنيايي!


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/6/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و هشتم, | بازديد : 324