تبلیغات اینترنتیclose
بازار مسگرها ::فلوت مي زند ته دلم کسي( مهدیه لطیفی )
پیچک ( مهدیه لطیفی )
شعر وادب پارسی

m

      بر صخره ای سرد

       با پیراهن حریر ایستاده ام و ترانه زمزمه می کنم..........مهدیه لطیفی

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  

بازار مسگرها

**
فلوت مي زند ته دلم کسي
هر بار عاشق باشم

حالا تو آمده اي
کمر به شکستن فلوت ها بسته اي

و دلت نمي تپد
براي هيج خري!

بازار مسگرها
همين جا توي سر من است

و صداي تپش هاي دل تو
يا صداي فلوت دل من

تنها صداهايي ست که نيست
والا تا بخواهي گريه

تا بخواهي فرياد
تا بخواهي زوزه گرگ و باد

روي نگاه کردن به فلوت زن ته دلم را ندارم
خودم در را باز کردم

خودم گذاشتم
نديده و نشناخته

صاحب خانه شوي!
حالا بخواهي بروي هم
من نمي خواهم

فحش مي دهند تمام روزهاي تنهايي ام
به من

که فروختمشان به تو
به مفت

که خلوتشان را آغشتم
به تو

که کلافه ام کرده اي
با اين کلاف هاي به هم تنيده

که نه سر دارند و نه ته
که نه معلوم است

دوست داشتنت چه رنگي ست
نه چشم هات

چشم هاي تو
حرفي براي زدن ندارند

بايد تا دير نشده
تا عاشق نشده ام

کتاني هايم را بپوشم و...
عشق مرداب است!

 

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/5/

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و هفتم, | بازديد : 118