تبلیغات اینترنتیclose
خيالپردازي در کافه :: عشق وقتي لب به فنجان ( مهدیه لطیفی )
پیچک ( مهدیه لطیفی )
شعر وادب پارسی

m

      بر صخره ای سرد

       با پیراهن حریر ایستاده ام و ترانه زمزمه می کنم..........مهدیه لطیفی

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 خيالپردازي در کافه

**
عشق
وقتي لب به فنجان قهوه ات مي زني

از کالسکه اش پياده مي شود
کلاه از سر برداشته

سر خم مي کند
و به صرف قهوه دعوتم مي کند

تو قرار نيست مصداق عشق باشي
خودش راه را بلد است

تو تنها رو به رويم بنشين
و لب به فنجانت بزن

 

       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1389/10/

برچسب ها : ,