تبلیغات اینترنتیclose
آن کلاه به سر سيگار به لب ( مهدیه لطیفی )
پیچک ( مهدیه لطیفی )
شعر وادب پارسی

m

      بر صخره ای سرد

       با پیراهن حریر ایستاده ام و ترانه زمزمه می کنم..........مهدیه لطیفی

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 آن کلاه به سر سيگار به لب

**
دستِ آخر
آن کلاه به سر سيگار به لب را نمي يابم

و کول مي کنم حسرت بيست و هفت سالگي ام را

و براي نوه هايي که احتمالا نخواهم داشت
به جاي نصيحت و خاطره

ميوه پوست خواهم کند.
مانده ام اين کلاه به سر سيگار به لب لعنتي

که چنته اش پر از آواز و جمله است
و خوب از پس ِ قصه ها برمي آيد

رگ خواب مرا پس کِي پيدا خواهد کرد؟
که آن نوه هاي نداشته ي بيچاره
خاطره اي براي خوابيدن داشته باشند

 

          لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1389/9/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی،حرير بیست و چهارم, | بازديد : 183