تبلیغات اینترنتیclose
مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم
پیچک ( مهدیه لطیفی )
شعر وادب پارسی

m

      بر صخره ای سرد

       با پیراهن حریر ایستاده ام و ترانه زمزمه می کنم..........مهدیه لطیفی

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


قلم و قلمو يکي ست

**
قلم و قلمو يکي ست
حرف را

مي شود زد، مي شود کشيد
حرف را

مي شود شنيد، مي شود نشنيد!
ما حلق خود را چهارپاره مي کنيم و شما

چهارراه ها را بالا و پايين کن
اين راه و آن راه ندارد

راه را از هر طرف که بروي
من ايستاده ام آنجا

با حلقي چهار پاره
قلم يا قلمويي در دست

و لبخندي گم در باد و راه و مه
باقي اش با شما

من را
مي شود ديد
مي شود نديد


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/9/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 291

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  

پايان پاييز 

**
 
ديوانه اي اگر بخوابي
امشب

که پايان پاييز است
و مي شود زير سايه ي حافظ

دوست داشتنت را
دقيقه اي بيشتر

مثل انار
مثل خرمالو
مزه مزه کرد
.
.
.
به بهانه ي تبريک يکي از نادر عيدهاي باقيمانده از ايران چاک چاک، يلدا


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/9/

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 294

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


آن راه!

**
به خدا فرقي نمي کند
ما حوصله ي هم را سر ببريم

يا زمان حوصله اش از ما سر برود.
راهي نمي ماند؛

هر کدام از اين ها که بشود راهي نمي ماند
جز اين که دست هم رها کنيم

و به آن راه بزنيم
خودمان را!


         لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 273

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


راه بيفتم اين باران را به کجا!؟

**
پنج روز تمام است
که تهران تهران نيست

با اين همه دليلي ندارد اين باران بي وقفه را،
بي تو راه بيفتم!

اصلا راه بيفتم به کجا؟!
که چه؟!

گفته بودي بست نشسته اي که پاييز بشود
که برگ ببارد از آسمان

که به طبيعت و کوچه بزنيم و
از لبخند هاي لامذهب تو

عکس بگيريم
گفته بودي باران و برگ و مرا دوست داري

مرا که...
باران و برگ را هنوز هم داري!؟

حالا پاييز است؛
هي با تو ام!!

حالا پاييز است و معلوم نيست
به کدام گور، گم شده اي

که من ميان اين باد هاي هرجايي
گفته ام گور پدر باراني که مي زند

و بست نشسته ام بين ديوار ها
شعر مي نويسم

شعر مي شوم
تا تمام شود اين پاييز لعنتي
که بي تو مزه ي زهرمار مي دهد!

 

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 312

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
سيب

**
کافيست کمي
به خدا فقط کمي

آدم شوي
تا ببيني

هيچ خري اين دور و بر ها
سيبي را در دل ندارد
که من دارم!

کافي ست يک روز صبح
بيدار شوي

پشيمان شوي
بيايي بگويي:

سيب دوست دارم؛
هستي!؟


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 324

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

تضمين

**
خدا که هيچ
غول چراغ هم حتي

تضميني نداده است
که کسي به آرزو هايش برسد

من اما تضمين مي کنم
لبخند هاي تو را گرم نگه دارم،
هر طور که شده

همه اش با من
تو فقط بايد برگردي!


       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 169

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
کابوس ِ شاعرانه

**
دست توي دست هم
شاعران مرده

توي سرم دايره اي مي چرخند و مي خوانند:
عمو زنجيرباف...
زنجيره ي من کو؟! کجاست؟!

به خدا من سر سوزن ربطي به زنجيره ي شما ندارم
من فقط داشتم رد مي شدم!

کابوس هايم کافي نبود،
همين شما را کم داشتم فقط!

داشتم رد مي شدم که پايم به شعري گرفت
زمين خوردم و از هوش...

از هوش رفتم!!؟؟
الان چه سالي ست؟!

چند سال از آخرين باري که عاشق شدم مي گذرد؟
چند تا شعر بدهکارم!؟

آهاي آقاي...
اسمتان را يادم نيست

دو دقيقه نچرخ!
پرسيدم چند تا شعر بدهکارم؛

که دوباره به کتاب هاي تاريخ ادبيات
برگرديد و

بخوابيد و
دست از خواب هاي من بشوييد!؟

زنجيره تان را هم لطفا
باز کنيد از پاهايم
من طاقت کابوس هاي شاعرانه را ندارم!

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 298

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
بزرگترين دروغ ات را يادت هست آقاي امپراطور؟

**
شما امپراطوري
امپراطور سرزمين سر من

نشسته اي بر تخت
و دروغ مي گويي

پشت دروغ
بزرگترين دروغ ات را يادت هست؟

گفته بودي:
من هميشه راست مي گويم!!

شما امپراطوري
و من

در خواب هايم هر شب
تختم را

با همه ي تنهايي اش
به تختت ترجيح مي دهم!

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 130

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
جناب آقايي که...

**
جناب آقايي که
هر اسمي ممکن است داشته باشيد

قصه ها هميشه با رفتنتان شروع مي شوند
و به نيامدنتان ختم

بوي گند کليشه دارد از در و ديوار دو سطر قبلي اين شعر بالا مي رود
و به جايي بند نيست

دستِ از دستِ شما رها مانده ي من
و بدتر از آن

شاعر شدن من
مستقيما تقصير شماست!

مي ترسم بميرم و
تمام کلاه به سر هاي سيگار به لبِ دنيا

تمام دختر هاي زمين را
ياد من بياندازند!

جناب آقايي که
قصد آفتابي شدن نداريد

تشريف بياوريد و لبه ي کلاهتان را بالا بزنيد
شايد زد و چشم هايتان

شعري شد
خالي از بوي گند کليشه


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 145

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

مي توانستي معروف شوي!

**
مي توانستم
پرتره ات را دو هزار بار نقاشي کنم

از هر طرف
و رنگ نگاهت را با هر ديوار خانه ات هماهنگ کنم

مي توانستم تکرارت کنم آن قدر در شعر
که مرا کنار بزنند اين جماعت

و راه بيفتند
تا تو را پيدا کنند

مي توانستم حسادتِ تمام مردان شهر را
بر بيانگيزم

و تمام زنان شهر را
حريص کنم

مي توانستم
به خدا ثابت کنم

در خراب شده اي که خلق کرده است
به کوري چشم تمام تاريخ

مي شود عاشق شد!
دستتان اما

توي يک کاسه بود!
خواب ديدم توطئه کرده ايد

خواب زن چپ نبود مگر؟
يکباره به ما که رسيد راست شد!؟

که به صبح نکشيده
توطئه تصويب شده بود

و خرابي ام
خشتي تازه
بر خرابي اين خراب شده!


       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 205

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 نشانه

**
شده تهران هيروشيما شود
اين ها را نگه خواهم داشت

خوشبختانه هيچ دو راهي اي در کار نيست
و تو راهي جز برگشتن نداري

وقتي تيله هاي شيشه اي ات را
روي ميزم جا گذاشته اي

نشانه مي داني چيست!؟

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 167

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
بدجنس

**
بايد همينطور که رفتنت را تماشا مي کردم
به شمعداني پشت پنجره مي گرفت،

آرنج غمبرک زده ام
و گلدان گِلي صاف روي سرت خرد مي شد!

بايد معجزه اي مي شد
بايد هراسان پله ها را دو تا يکي مي دويدم به بغل کردن تو

و تو قيد رفتن را مي زدي
حتي براي يک روز ِ ديگر!

تصميم گرفته ام
بدجنس دوستت داشته باشم

جنس ِ دنيا
به خوش جنس ها
نمي سازد!
 
پ.ن: تازگي ها هر شب يه جاي خوابم، شعرم ميايد!


 
       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 155

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
بايد کوه شويم

**
بايد کوه شويم

هيچ کس براي خاطر ِ خاطرجمعي ما

از شانه هايش نمي گذرد!

 

      لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 153

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
حرف ِ مفت!

**
گفته بودي:فداي دلتان بشوم بانو

دلم را ديده اي تازگي ها؟
ديده اي دلم؛
خودش هم خودش را نمي شناسد؟

گفته بودي: ...
...
فراموشش کن
مي روم سر اصل مطلب
حرفِ مفت مي داني چيست!؟

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 325

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 دستگاهِ خواب هاي درخواستي!

**
بايد چيزي اختراع کنم
براي ديدن خوابِ تام و جري

يا گربه هاي اشرافي
ديوانه شدم از حضور هر شبه ات

بايد خدا شوم
بايد راه به جايي ببرم

که تو نبرده اي
که خدا نبرده است

که نخواهد هم بُرد کسي
بايد به جهان ثابت کنم

کشفِ مرز بين دوست داشتن و دوست نداشتن
مهم تر از کشف خواص بابونه و اورانيوم است!

           لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/8/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و نهم, | بازديد : 184

صفحه قبل 1 صفحه بعد