تبلیغات اینترنتیclose
مهدیه لطیفی ، حرير بیست و هفتم
پیچک ( مهدیه لطیفی )
شعر وادب پارسی

m

      بر صخره ای سرد

       با پیراهن حریر ایستاده ام و ترانه زمزمه می کنم..........مهدیه لطیفی

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
مترادفِ امنيت

**
آغوش تو
مترادف امنيت است

آغوش تو
ترس هاي مرا مي بلعد

لغت نامه ها دروغ مي گفتند
آغوش تو

يعني پايان سر درد ها
يعني آغاز عاشقانه ترين رخوت ها

آغوش تو يعني "من" خوبم!
بلند نشوي بروي يکوقت!

بغلم کن
من از بازگشتِ بي هواي ترس ها
مي ترسم


      لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/6/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و هفتم, | بازديد : 250

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  
هول نده!

**
هول نده
اين که بر آن نشسته ام

تابي بسته بر دو درخت نيست
اينجا دشت و دمن نيست

اينجا جهنم است
هول نده
اين پرتگاه است!

 

       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/6/

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و هفتم, | بازديد : 171

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 خيابان براي تو نيست

**
آهاي رهگذر بي خبر از همه جا
اين خيابان براي تو نيست

براي من هم نيست
حاشيه نرو

صاف
به سمت دوربين من بيا

و تمام راه را
به کفش هايي فکر کن

که همين راه را
چقدر با هم مي آمدند

و چقدر
به هم مي آمدند

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/5/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و هفتم, | بازديد : 188

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
يخ در بهشت

**
دوست داشتنت امشب
طعم انار و خرمالو مي دهد

طعم سفره ي يلدا
وسط گرماي مرداد

که همه را کلافه کرده
که همه را به جان هم انداخته
و تو را به جان من!

دوست داشتنت
طعم يخ در بهشت مي دهد امشب

شب که نه
دو سه پله ي ديگر

صبح است
مي ترسم برف بگيرد فردا

و حيرت روزنامه ها
شهر را بردارد!

تو که مي خوابي
مي ترسم خوابِ برف ببيني

و برف بگيرد
و تابستان ماتش ببرد!

يا خوابي ببيني
که درخت سبز شود بر تخت

و همسايه از صداي روييدن ريشه
از خواب بپرد

حساب و کتاب ندارد با تو
نه فصل ها

نه هوا
نه ماجراها

هميشه مي آيي و مي روي
يا شايد هم نمي آيي که بخواهي بروي

و من هميشه
در به در

دنبال تشبيه طعم دوست داشتنت مي گردم
به چيزهايي که کلمه برايشان اختراع شده باشد
قبل ها

 


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/5/

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و هفتم, | بازديد : 263

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
نقطه کور

**
اينجا ديگر کجاست؟
من که بيدارم

به خدا من خواب نمي بينم
تب هم ندارم

يک نفر بي لبخند
يک نفر که آخرين نفر است

تند و تند آخرين مانده هاي زمين را جمع مي کند و مي رود
يعني مرا نديد؟

دنيا که توي قصه هاي قرآن مادربزرگ اين جوري تمام نمي شد!
چرا زمين را مي برند!؟

پس من کجا بنويسم؟
کجا بخوابم؟

نکند دنيا تمام شود و من نمرده باشم!
يعني من
روي نقطه کور ديدِ خدا بودم عمري!؟


       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/5/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و هفتم, | بازديد : 200

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  

عشق مخدر است

**
عشق آفريده ي خدا نيست
عشق آفريده ي تنهايي من و تو ست

که هزار سالِ آزگار است
خيال مي کنيم کسي در راه است!

عشق مخدر است
که خوابم ببرد

که نبينم دنيا را
درد و
جنگ و

تنهايي و
ترس و مرگ
برداشته است

عشق مخدر است
عشق آفريده ي شاعران معتاد زمين است
که از همه تنها ترند!

 

       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/5/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و هفتم, | بازديد : 274

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
لبه ي آخر دنيا

**
نگاه کن!
اينجا درست همان جايي ست

که بخار نفس هاي گرم تو در سرما
قابل تشخيص از مه نيست

و همه چيز
مثل لبه هاي نقاشي هاي پساپست مدرن

کش آمده توي هم!

نگاه کن!
اينجا درست همان جايي ست

که پروانه چمباتمه زده
پشت آجر شکسته اي،

کنج خرابه اي
و رعد و برق مي زند،

نزديک زمين
و تقدس باران
به وحشت آميخته!

اينجا
ترس من از نبودن ابدي ات

دنيا را به آخر رسانده!
و تو

چه مي داني چه حالي دارد
ايستادن روي لبه ي آخر دنيا!؟

 

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/5/

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
باورم نمي شود

**
باورم نمي شود
حافظ شاعربوده باشد

يا گوته
وقتي تو را نديده اند!

براي شاعر شدن
بايد
"تو"
باشي

 

          لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/5/

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 سونات مهتاب

**
دريا را از خدا قرض مي گيرم
سيگارش را هم

و خدا مي نشيند پشت پيانويش
"سونات مهتاب" مي زند

بيا حرف نزنيم
براي ادامه ي زندگي چيز زيادي لازم نيست

همين که نو باشي
سونات مهتاب باشد

بهشت و زندگي يکي مي شوند
راستي...!
چه مي چسبد اين سيگاري که از لاي لب هاي خدا برداشته ام!


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/5/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و هفتم, | بازديد : 131

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
تنها چيزي که خدا خلق کرد

**
خنده هاي تو تنها چيزي ست
که خدا

يا دست هايش خلق کرد!
زمين و کهکشان و کوه ها

دايناسورها و درياها
و تمام مردم
خود به خود پيدا شدند!

 

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/5/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و هفتم, | بازديد : 156

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  

بازار مسگرها

**
فلوت مي زند ته دلم کسي
هر بار عاشق باشم

حالا تو آمده اي
کمر به شکستن فلوت ها بسته اي

و دلت نمي تپد
براي هيج خري!

بازار مسگرها
همين جا توي سر من است

و صداي تپش هاي دل تو
يا صداي فلوت دل من

تنها صداهايي ست که نيست
والا تا بخواهي گريه

تا بخواهي فرياد
تا بخواهي زوزه گرگ و باد

روي نگاه کردن به فلوت زن ته دلم را ندارم
خودم در را باز کردم

خودم گذاشتم
نديده و نشناخته

صاحب خانه شوي!
حالا بخواهي بروي هم
من نمي خواهم

فحش مي دهند تمام روزهاي تنهايي ام
به من

که فروختمشان به تو
به مفت

که خلوتشان را آغشتم
به تو

که کلافه ام کرده اي
با اين کلاف هاي به هم تنيده

که نه سر دارند و نه ته
که نه معلوم است

دوست داشتنت چه رنگي ست
نه چشم هات

چشم هاي تو
حرفي براي زدن ندارند

بايد تا دير نشده
تا عاشق نشده ام

کتاني هايم را بپوشم و...
عشق مرداب است!

 

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/5/

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و هفتم, | بازديد : 119

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
جهنمي

**
فرشته اي که روي شانه ام نيست
تازه
کاش فقط همين بود
هميشه هم شعري هست که
از راه به درم کند!

چه اشکالي دارد اگر
بهشت را به جهنميان بدهند
تو را
به من!؟

 

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/5/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و هفتم, | بازديد : 105

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 دندان هاي تو ديوانه اند

**
دندان هاي تو ديوانه اند

دنيا را به بازي گرفته اند

با هر خنده ات

جهان به نفع تو تمام مي شود

و جان سالم به در نمي برد

دلم از دستت


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/4/

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 نمي خواهد بيايي

**
نزديک تر
همه ترس از دوي ست

نمي خواهد بيايي
همان جايي که هستي خوب است

چيليک...!
ابدي ات مي کنم

 

       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/4/

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و هفتم, | بازديد : 142

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 نقطه ي عطف خواب هاي فراموش شده

**
بر صخره اي سرد
با پيراهن حرير ايستاده ام

و ترانه زمزمه مي کنم
اينجا نقطه ي عطف خواب هاي مردي ست

که هر شب خواب مرا مي بيند
و هر صبح به خودش

و گاهي به دوست دخترهاي جديدش
مي گويد:

"نمي دانم چرا من هيچ وقت خواب نمي بينم


         لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/4/

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و هفتم, | بازديد : 183

صفحه قبل 1 صفحه بعد