تبلیغات اینترنتیclose
مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم
پیچک ( مهدیه لطیفی )
شعر وادب پارسی

m

      بر صخره ای سرد

       با پیراهن حریر ایستاده ام و ترانه زمزمه می کنم..........مهدیه لطیفی

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
نگران روح تو ام بانو

**
نگران روح تو ام بانو
نگران دلت

نگران دست و دلت
خاطره هايت درد مي کند اين روزها

مي دانم
نگران اين تلخي ِ تندم

که دويده زير دندان اين تيرماه لعنتي
راستي

اين درد ناخوانده از کدام جهنم پيدايش شد؟
نگران تو ام بانو

نگران لحظه هاي تو
نگران بند بندِ دلت

 

پ.ن: براي دوستم مرضيه، که دوستش مهسا رو
 همين روزا روي پل مديريت با سي و خورده اي
 ضربه ي چاقو جلوي چشمش کشتن و خودشم
چاقو خورد. و مردم هم زحمت کشيدن و فيلمبرداري کردن!


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/4/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم, | بازديد : 134

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 دختري که زندگي ندارد

**
ببين!
زندگي من توي کلاه هيچ شعبده بازي غيب نشد

زندگي من توي آغوش کسي جا نماند
تو که نيامدي

زندگي من
ذره
ذره

بيخودي
از دست هايم رفت!

حالا هم دير است
تمام نشانه هاي تو را پاک کرده اند از نقشه

يا گيرم که ورق برگردد
گيرم که بيايي

با دختري که زندگي ندارد
مي خواهي چه کني!؟


         لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/4/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم, | بازديد : 99

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
بي تو هيچ چيز عجيب نيست

**
بي تو هيچ چيز عجيب نيست
بي تو تعجب نمي کنم اگر

يک روز صبح
تمام ماشين هاي شهر

دنده عقب به مقصدهايشان برسند
و نمي ترسم اگر

تمام بعدازظهر هايم
سگي تر از اين که هست بشوند

و* سيدني لومت زنده شود و قاه قاه به زندگي ام بخندد
بي تو بهشت

جهنم مي شود
جهنم

جهنم مي ماند
بي تو عددي نيستند ديگر
عجايب هفت گانه

 
*: سيدني لومت = کارگردان فيلم بعدازظهر سگي


       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/4/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم, | بازديد : 136

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

قرار نيست به قرار فرداهايمان برسم

**
بنگ...
بنگ...

اين که از کجاست اين صدا
چه فرق مي کند براي تو؟

مهم مرگ است
مهم منم که قرار نيست

به قرار فرداهايمان برسم
مهم کافه هاي شهرند

که دق مي کنند از ديدن دخترهاي بي بهار
روي صندلي هاي من

نه که من خوب باشم، نه!
ما با هم قرار داشتيم

من و صندلي ها را مي گويم
قرار داشتيم که اگر نيست شدي تو

نيستي ات را گريه کنيم
کسي چه مي دانست که بنگ بنگ ها سهم من مي شوند؟

کسي چه مي داند اين شعر کي تمام مي شود؟
مهم مرگي ست

که اسلحه اش توي دست هاي توست!


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/3/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم, | بازديد : 106

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
بايد لغت نامه را باز کنم

**
دست هاي تو با من نمي سازند
دست هاي تو مرا نمي سازند

دست هاي تو خرابم مي کنند
قرار نيست بگذارم ويراني ام زبانزد شود

من هنوز آن قدر ها هم عاشق نيستم
تا دير نشده

بايد لغت نامه را باز کنم
"خداحافظ" را با احتياط بردارم

با احترام بگذارم اش پشت در خانه ات
و تا خط پايان گريه ها

هر چه تند تر
بدوم


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/3/

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم, | بازديد : 171

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 ترازوهايت را بردار

**
ترازوهايت را بردار
جاي ديگري بساط کن

اينجا شهر عجيبي ست
اينجا شهر دوش آب سرد و کتاب است

براي تويي که مي خواهي

بيشتر از اينها دوستت داشته باشند،
دل من وزن زيادي ندارد!

ترازوهايت را بردار
راه بيفت

دنيا پر از شهر هاي خالي از عشقي ست
که برايت تره خورد مي کنند به دروغ

و پپاز داغ تفت مي دهند مدام وسط حرف ها
من از بوي پياز و تره

سرسام مي گيرم.
من پشت و پناه مي خواستم

چه مي دانستم به زودي به هم پشت مي کنيم
و "منم" هايمان را پتک مي کنيم بر سر هم!

دل من وزن زيادي ندارد
دنيا ولي پر از شهر هايي ست

که دخترک هاي بي بهارش
تو را نشانه مي روند،

بي آنکه عاشق لبخندهايت شوند!
سلام مرا

به تک تکشان برسان

       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/3/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم, | بازديد : 161

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

دلتنگي چيست!؟

**
من نمي دانم اين دلتنگي دلتنگي که مي گويند چيست
همين حس مبهم نفس گيري

که دامن گيرمان مي شود
وقتي چيزي را

کسي را
جايي جا گذاشته ايم
همان دلتنگي ست!؟


       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/3/

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم, | بازديد : 81

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 روييدن ِ نيامدنت

**
مي ترسم پاشنه هاي شتابزده ي کفش هاي آن همه او
رد پايت را شخم بزند

و نيامدنت برويد بر شهر!
مي ترسم بنشينم همه ي عمر

فکر کنم
که اول تو رفتي؟

يا من کشتمت؟
يا او آمد؟

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/3/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم, | بازديد : 131

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
ما کليد شعر ها را نداريم

**
ما کليد شعر ها را نداريم
هر شعر سياره اي ست براي خودش

يا نه
جهاني ست اصلا

ما کليد شعر ها را نداريم
مي شود يکي هم براي ما بسازيد!؟

و بعد مي شود
برويد کنار از کنار تمام درها

و لبخند هايتان را توي کاسه بريزيد و
بريزيد پشت سرمان!؟

اينجا جاي ما نيست
کليد را که بدهيد

رفع زحمت مي کنيم
و خانه اي مي سازيم از لبخند هايتان

 در سياره ي هر شعري که شد
و يک عمر

با اينکه تنهايي خودش دردي ست
خوشبخت به خواب مي رويم!

لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/3/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم, | بازديد : 180

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
شاه دزد

**
عجب شاه دزدي ست صبح

من تو را از شعر ها مي دزدم

صبح تو را از من

 

         لطيفي 
مهديـــــــــــــــه

http://heliya1382.persianblog.ir/1390/3/

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم, | بازديد : 353

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 بي زحمت نخند

**
خنده هاي تو
دل ضربه هاي فراموش شده ي من است

مجبور نيستي بخندي
مجبور نيستي دلم را

هر بار از جا بکني
ببين!

خنده هاي تو مرا پرت مي کند توي گرباد دوست داشتن
من از اين گردباد مي ترسم

بي زحمت نخند
لبخند هم نزن

اصلا چرا زل زده اي به دلهره هاي من؟
خنده هاي تو بذر شعر است

تو که شعرهاي گره خورده به مرا نمي بيني
نمي خواني

نمي داني
لبخند هايت را توي دامنم مي ريزي که چه!؟

هر چه آتش است
از گور همين شعرهاست
من نمي خواهم از نو شاعر شوم

       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/2/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم, | بازديد : 179

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
همين که سلام مي کني

**
همين که سلام مي کني

دلم به هم مي خورد

از تمام سلام هاي بي آغوش جهان

بيا و تنت را به مهرباني آلوده کن

من از هوس حرف نمي زنم

 

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/2/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم, | بازديد : 148

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 از شعبده باز هم کاري ساخته نيست

**
بند دل من
به لبخندهاي تو بند است

براي دوست داشتنت اما
لبخندهايت را نه

دلت را لازم دارم
از شعبده باز هم کاري ساخته نيست

گيرم طناب بکشد از دل من تا دل تو
گيرم با دست هايي به پهلو باز

که معلوم نيست براي حفظ تعادل است
يا براي بغل کردن تو

تمام طناب را راه بروم و نيفتم
گيرم اين لبخند لعنتي ات

سوژه ي معروف ترين نقاش قرن بعد شود
يا دور که مي شوم

دوستت دارم هايت را از شيشه ي ماشين با شهر شريک شوي
چيزي از قد تنهايي هاي من

آب نمي رود عزيزم
و هنوز

شب ها
روي شعرها غلت مي زنم

 

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/2/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم, | بازديد : 73

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
پاهايم کفايت نمي کنند


**

با اعتماد به نفسي
که به دندان موريانه ها مزه کرده است

يا با تکيه گاهي
که ندارم

چطور سر پا بمانم؟
ديوارهاي دور و برم ريخته اند

باد مي آيد
ديواري

درختي
عصايي

عشقي
مي خواهم
پاهايم کفايت نمي کنند!

 

       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/2/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم, | بازديد : 165

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
از مرسي تا خواهش مي کنم

**
کار بزرگي نبود
جهان قرن هاست که زل زده است به روزها

و روزها
شوخي هاي کوتاه تلخي اند

که به چشمش هم نمي آيند
و چه فرق مي کند اين وسط

يکي
يک روز

از قرن بيست و يکم جهان را
به چيدن يک آلبوم موسيقي گذرانده باشد

يا خوابيده باشد تخت
يا حالا هر چه؟

کار بزرگي نبود
چه تشکر بکني

چه تشکر نکني
جهان پوزخند پت و پهنش را پهن مي کند روي تعارفات ما

و من
خواهش مي کنم


       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/2/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و ششم, | بازديد : 275

صفحه قبل 1 صفحه بعد