تبلیغات اینترنتیclose
مهدیه لطیفی ، حرير بیست و پنجم
پیچک ( مهدیه لطیفی )
شعر وادب پارسی

m

      بر صخره ای سرد

       با پیراهن حریر ایستاده ام و ترانه زمزمه می کنم..........مهدیه لطیفی

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  ياد آوري

**
تا خورشيد هست

مي خواهم از کوچه تان رد شوم هر روز

و به ديوارهايتان يادآوري کنم

خودم را

مي خواهم فردا

که شب شاخ مي شود

و پايم از اين کوچه وحشت دارد

ديوار خانه ات

خوابم را ببيند


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/2/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و پنجم, | بازديد : 166

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 توي روزهام قدم بزن

**
پيشوني نوشتم را
با قدم هات عوض مي کنم

توي روزهام قدم بزن
با دست هايي در جيب و

يقه ي کاپشني که بالا داده ايش
سوت هم زدي، زدي

خنک است و خلوت
توي روزهام قدم بزن

خوشبختي هايش را جدا کن
هر چه ماند پس مي گيرم

 

لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/2/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و پنجم, | بازديد : 148

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  چشم دوختن به دوست داشتن

**
حتي جغدها هم
اين چنين چشم به چيزي ندوخته اند

مردم راه مي روند و
مي آيند و
مي روند و

انگار نه انگار
دوست داشتنت
چشم هايم را از من گرفته است

لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/1/

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  شعرهايمان مي ميرند

**

تو هيچ مرگت نيست
من هم

ولي اين شعرها
اين شعرهاي لاکردار

به وقت عشق از عشق مي ميرند و
به روز بي عشقي از بي عشقي

ما مرگ هايمان را بسته بندي کرده ايم و
فرستاده ايم سر وقت شعرهامان
مرگ براي همسايه خوب است

       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/1/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و پنجم, | بازديد : 134

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
آغوش بي چشمداشت

**
نه من گريه مي کنم
نه تو کمي شانه مي شوي برايم

هيچ مي دانستي

به آغوش بي چشمداشت تو
به چشم افسانه مي نگرم!؟

 

         لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/1/

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
نه آمدي و نه رفتي

**
آمدنت را دروغ چرا،
نمي دانم

رفتنت اما جشن گرفتن داشت
نه که خوشحال باشم؛ نه!

رفتنت نويد پرشعر شدنِ تنم بود
مي شد بنشينم سال ها

از سايه ات که دور مي شد
شعر بنويسم

تو ولي نه آمدي و نه رفتي
تو خوب مي دانستي،
نابودي من کار هر کسي نيست

 

          لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/1/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و پنجم, | بازديد : 142

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 هرچيزي نوشتن ندارد

**
من نمي دانم توي اين دنياي شلوغ
چه خبر است

نمي دانم جنگ جهاني اول يا دوم
چند تا خدا را کشت

نمي دانم رنگ چشم ها در آفتاب واقعي تر است
تا تاريکي

من اما خيلي چيزها مي دانم
مثلا اينکه هر چيزي نوشتن ندارد

تو اما مجبوري همه شان را بخواني
و باور کني
ديوانه اي دوستت دارد

         لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/1/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و پنجم, | بازديد : 149

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 از اين عشق به آن عشق

**
از اين شاخه به آن شاخه
از اين عشق به آن عشق مي شويم

و فرق نمي کند انگار
آنکه دوستمان دارد

درست چند قدم آن طرف تر از زندگي مان
تکيه به عشق زده است و

چه مصرانه
چشم به ثانيه ها و
لبخندها دوخته است

 

          لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1390/1/

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و پنجم, | بازديد : 134

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 بردن از خورشيد

**
هميشه شب است
اينجا را مي گويم

من سال ها فکر کردم
تمام آن سال هايي که دلم مي خواست مرد بودم

تا از صداي پاشنه ي کفش هاي کسي
شعر بگويم

داشتم فکر مي کردم کجا بروم
که خورشيد

نبودنت را به رخم نکشد هر دقيقه
حالا چه فرق مي کند آمده باشم قطب شمال

يا جنوب؟
به هر حال شش ماه ديگر اسباب کشي

 خواهم کرد به مقابل ترين نقطه.
نه صداي پاشنه ي کفش هايت جذابيتي دارد
نه هيجانِ رد شدنت از کنار

چرخ دستي هاي گوجه ي نوبر
نيامده ام اينجا دنبال شاعرانگي در تو بگردم

بيخيالِ کاغذ هاي پر از تو
من آمده ام
بازي را به خورشيد ببرم


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1389/12/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و پنجم, | بازديد : 109

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
زبان شعرها را مي داني

**
تو همين طور راه مي روي و
همين طور شعر است که مثل لوبياي سحرآميز

سر به آسمان مي کشد
مي پيچد دور تن کتابخانه و کافه هاي شهر و

تمام کتاب ها را از رو مي برد،
حالا در هر ژانري که مي خواهند باشند.

تو همين طور راه مي روي و
همين طور در و ديوارها به حيرت دست هايشان را مي بُرند

حتي اگر پرتقالي به ميان نباشد و حتي تر چاقويي!
نه که زيبا باشي، نه

همين که زبان شعرها را مي داني
براي اثبات پيامبري کافي ست.

 

       لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1389/12/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و پنجم, | بازديد : 171

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
بليت بهار را بدزد

**

ديوانه گي بد نيست
براي يک بار هم که شده

بليت قطار بهار را بدزد و
از راه برس

بگذار مردم کنار هفت سين هايشان
حوصله شان سر برود

بگذار همان جا خوابشان ببرد از انتظار
سبزه ها زرد شوند و

زمستان اين پا و آن پا کند
فکر هم نکن

هر بار آمديم فکري کنيم
کابوس ها به من خنديدند


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1389/12/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و پنجم, | بازديد : 109

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
دست هايت را پايين بياور

**
دست برداشته اي از روياها
و دست هايت را به رسم تسليم

بالا برده اي
جهان بي رحم تر از اين حرف هاست

مسالمت بدترين راه است
دست هايت را پايين بياور

دستم را بگير
من براي پريدن از اين جوي

کوچکم هنوز
و گاهي آن قدر بزرگ مي شوم

که ديدن خوشحالي ام از حضرت فيل هم برنمي آيد
با اين همه دستم را محکم تر بگير

و فکر کن
به چشم هاي الکلي ام
و فردايي که هيچ معلوم نيست در کار باشد


        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1389/11/

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 پشت پنجره ها خبري نيست

**
آن شب که روزنامه ها را به پنجره مي کشيدم

نمي دانستم پشت پنجره ها

هيچ خبري نيست

نمي دانستم خبرهاي خوب

توي مشت تو جا ماندند

        لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1389/11/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و پنجم, | بازديد : 101

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
مگر آمده بودي؟

**
عطرت
بيخودم از خود نمي کند ام ديگر

شبت
رامم نمي کند

حالا که رفته اي
خاطراتت به هيچ کاري نمي آيند

پرت است حواسم
گفتم رفته اي؟

مگر آمده بودي؟

         لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1389/11/

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و پنجم, | بازديد : 161

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 بخنديد و برويد

**
بخنديد

نمي خواهم بدانم به ديوانه گي ام مي خنديد

يا به اين فکر ها

يا به شيطنت هاي کم و بيش

بخنديد و برويد

برويد

آن قدر که در خط افق حل شويد

آن قدر که قرار نباشد کسي تنهايي ام را

از نزديک ببيند!

 

      لطيفي 
مهديـــــــــــــــه


http://heliya1382.persianblog.ir/1389/11/

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير بیست و پنجم, | بازديد : 168

صفحه قبل 1 صفحه بعد