تبلیغات اینترنتیclose
مهدیه لطیفی ، حرير اول
پیچک ( مهدیه لطیفی )
شعر وادب پارسی

m

      بر صخره ای سرد

       با پیراهن حریر ایستاده ام و ترانه زمزمه می کنم..........مهدیه لطیفی

 



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

بی رنگ و رو

 **

 

رنگ و رو نمانده بر دست و دلم

خواب می مانم سر همه ی قرارها

و روسری هایم چروک است

از روزی که

سر هیچ قراری

انتظار تو مشهود و

لبخند تو پهن نیست

 

          لطيفي
مهديـــــــــــــــه

http://forum.patoghu.com/thread170172-2.html

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير اول, | بازديد : 141

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

پرت

 

 **

پرت افتاده ام

در پرت افتاده ترین جای شب

و خدا را قسم می دهم

به تو

بلکه کاری کند تا

دست هایت را


لَختی به یاد آوردم باز...

 

 

         لطيفي
مهديـــــــــــــــه

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير اول, | بازديد : 76

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

منــــــــ...

 

 **


حال و روز تو را و

دلتنگی های سال به سال تو را و

تردید های تو را که

ضرب در عشق کنیم و

به توان دلواپسی برسانیم

تازه می شود من

 

          لطيفي
مهديـــــــــــــــه

http://forum.patoghu.com/thread170172-2.html

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير اول, | بازديد : 155

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

مگر آمده بودی؟

 **

  

عطرت

 بیخودم از خود نمی کند ام دیگر

 شبت

 رامم نمی کند

 حالا که رفته ای

خاطراتت به هیچ کاری نمی آیند

پرت است حواسم

 گفتم رفته ای؟

مگر آمده بودی؟

 

 

           لطيفي
مهديـــــــــــــــه

 

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير اول, | بازديد : 142

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

بخندید و بروید

 

 **


بخندید

نمی خواهم بدانم به دیوانه گی ام می خندید

یا به این فکر ها

یا به شیطنت های کم و بیش

بخندید و بروید

بروید

آن قدر که در خط افق حل شوید

آن قدر که قرار نباشد کسی تنهایی ام را

از نزدیک ببیند

 

 

           لطيفي
مهديـــــــــــــــه

http://forum.patoghu.com/thread170172-2.html

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير اول, | بازديد : 146

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

چهار چوب

 

 **


چهار تا تکه چوب

نمی گذارد دوست داشته باشی ام

چهار چوب ها را آتش بزن

تا گرم شود دلم

فندک برای همین کارهاست

 

 

          لطيفي
مهديـــــــــــــــه

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير اول, | بازديد : 74

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

راس ساعت دو صفر و دو صفر دقیقه

 

  **

گم شده ای

راس ساعت دو صفر و دو صفر دقیقه

که پیدا شوی شاید

نگرانی ام از نیمه شب است و سرما

و تابلوهایی که نکند با باد چرخیده باشند!

پیاده رو ها را به کفش هایت مبتلا نکن

بگذار پا نخورده بماند این برف

و به راه های بهتری فکر کن

مثلا

همین جا توی آغوش من هم

می شود گم شوی

راس هر ساعتی که دلت خواست

که پیدا شوی شاید

 

 

          لطيفي
مهديـــــــــــــــه

http://forum.patoghu.com/thread170172.html

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير اول, | بازديد : 83

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

بلیت بهار را بدزد

 

 **

 دیوانه گی بد نیست

برای یک بار هم که شده

بلیت قطار بهار را بدزد و

از راه برس

بگذار مردم کنار هفت سین هایشان

حوصله شان سر برود

بگذار همان جا خوابشان ببرد از انتظار

سبزه ها زرد شوند و

زمستان این پا و آن پا کند

فکر هم نکن

هر بار آمدیم فکری کنیم

کابوس ها به من خندیدند

 

           لطيفي
مهديـــــــــــــــه

http://forum.patoghu.com/thread170172.html

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير اول, | بازديد : 146

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

شعرهایمان می میرند

 

 

 

 **

 

 

 

تو هیچ مرگت نیست

 

من هم

 

 ولی این شعرها

 

این شعرهای لاکردار

 

به وقت عشق از عشق می میرند و

 

به روز بی عشقی از بی عشقی

 

ما مرگ هایمان را بسته بندی کرده ایم و

 

فرستاده ایم سر وقت شعرهامان

 

مرگ برای همسایه خوب است

 

 

           لطيفي
مهديـــــــــــــــه

 http://forum.patoghu.com/thread170172.html

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير اول, | بازديد : 103

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

آغوش بی چشمداشت

 

 **


نه من گریه می کنم

نه تو کمی شانه می شوی برایم

هیچ می دانستی

به آغوش بی چشمداشت تو

به چشم افسانه می نگرم!؟

 

 

         لطيفي
مهديـــــــــــــــه

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير اول, | بازديد : 148

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

نه آمـــدی و نه... رفتــــــــی

 

 **


آمدنت را دروغ چرا،

نمی دانم

رفتنت اما جشن گرفتن داشت

نه که خوشحال باشم؛ نه!

رفتنت نوید پرشعر شدنِ تنم بود

می شد بنشینم سال ها

از سایه ات که دور می شد

شعر بنویسم

تو ولی نه آمدی و نه رفتی

تو خوب می دانستی،

نابودی من کار هر کسی نیست!

 

           لطيفي
مهديـــــــــــــــه

http://forum.patoghu.com/thread170172.html

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير اول, | بازديد : 239

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

هرچیزی نوشتن ندارد

 

 **


من نمی دانم توی این دنیای شلوغ

چه خبر است

نمی دانم جنگ جهانی اول یا دوم

چند تا خدا را کشت

نمی دانم رنگ چشم ها در آفتاب واقعی تر است

تا تاریکی

من اما خیلی چیزها می دانم

مثلا اینکه هر چیزی نوشتن ندارد

تو اما مجبوری همه شان را بخوانی

و باور کنی

دیوانه ای دوستت دارد

 

           لطيفي
مهديـــــــــــــــه

http://forum.patoghu.com/thread170172.html

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير اول, | بازديد : 147

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

از این عشق به آن عشق

 

 **


از این شاخه به آن شاخه

از این عشق به آن عشق می شویم

و فرق نمی کند انگار

آنکه دوستمان دارد

درست چند قدم آن طرف تر از زندگی مان

تکیه به عشق زده است و

چه مصرانه

چشم به ثانیه ها و

لبخندها دوخته است

 

           لطيفي
مهديـــــــــــــــه

http://forum.patoghu.com/thread170172.html

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير اول, | بازديد : 307

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بي زحمت ...نخنـــــــد

**


خنده های تو

دل ضربه های فراموش شده ی من است

مجبور نیستی بخندی

مجبور نیستی دلم را

هر بار از جا بکنی

ببین!

خنده های تو مرا پرت می کند توی گرباد دوست داشتن

من از این گردباد می ترسم

بی زحمت نخند

لبخند هم نزن

اصلا چرا زل زده ای به دلهره های من؟

خنده های تو بذر شعر است

تو که شعرهای گره خورده به مرا نمی بینی

نمی خوانی

نمی دانی

لبخند هایت را توی دامنم می ریزی که چه!؟

هر چه آتش است

از گور همین شعرهاست

من نمی خواهم از نو شاعر شوم

 

 

          لطيفي
مهديـــــــــــــــه

http://forum.patoghu.com/thread170172.html

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير اول, | بازديد : 114

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 تير 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

همین که سلام می کنی

 

 **


همین که سلام می کنی

دلم به هم می خورد

از تمام سلام های بی آغوش جهان

بیا و تنت را به مهربانی آلوده کن

من از هوس حرف نمی زنم

 

 

     لطيفي
مهديـــــــــــــــه

 

       http://forum.patoghu.com/thread170172.html

برچسب ها : ,

موضوع : مهدیه لطیفی ، حرير اول, | بازديد : 626

صفحه قبل 1 صفحه بعد